قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1608
تاريخ الفي ( فارسى )
ديدند پيراهنى پشمين و غلى آهنين در وى نهادهاند . از محرمى پرسيدند . گفت : عادت او چنين بود كه چون پارهاى از شب مىگذشت برمىخاست و آن پيراهن پشمين را مىپوشيد و اين غل را در گردن انداخته تا صباح عبادت حقّ ، سبحانه و تعالى ، به جا مىآورد . و به صحت رسيده كه پيش از كشته شدن المهتدى باللّه به سه روز ، در وقت روزهگشادن گفت : بار خدايا ، شنيدهام كه دعاى امام عادل و دعاى مظلوم و دعاى صائم به درگاه تو مستجاب مىباشد . من به قدر وسع و امكان در عدالت كوشيدام و مظلوم و صائم نيز هستم . الهى بر وجهى كه مقرون به رضاى تو باشد شرّ اين جماعت ، كه در مقام مخالفت من آمدهاند ، از من دفع كن « 1 » . امّا چون ارادهء ازلى متعلّق به كشتن او بود ناچار واقع شد آنچه مقرّر بود ، لا رادّ لقضائه و لا معاقب لحكمه . ذكر خلافت المعتمد على اللّه احمد بن متوكّل در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه روز قتل مهتدى روز دوشنبه چهاردهم [ ماه رجب ] اين سال بود و در روز سهشنبه پانزدهم شهر رجب مذكور عامهء خلايق با معتمد « 2 » بيعت كردند و در بيستم شهر رجب ، موسى بن بغا و مفلح ترك به سرّ من رأى آمدند . موسى به سراى خود فرود آمد و مردم هم آرميده شدند . امّا چون در اين ايّامى كه مهتدى گرفتار احوال خود بود صاحب زنج بسيار طغيان نموده اكثر ولايات بصره ، ابلّه و عبادان را مسخّر ساخته بصره را محاصره داشت . معتمد در اوّل خلافت همّت بر دفع او گشا . و برادر خود ، موفّق ، را با مفلح ترك به دفع صاحب زنج فرستاد و [ پسر ] وزير پدر خويش ، عبيد اللّه بن « 3 » [ يحيى بن ] خاقان ، را وزارت داد « 4 » و در ايّام خلافت آن ملك و دولت را رواج و رونقى پديد آمد و هرجومرج از ميان برافتاد . و ميانهء صاحب زنج و موفّق محاربات بسيار واقع شد و مفلح در آن محاربات به قتل رسيد و موفّق از جنگگاه روى به واسط آورد و از واسط عبور نموده به موضعى رسيد كه آن را « نهر بواشه » گويند . و در آن موضع آنچنان بيمارى در لشكر موفق ظاهر شد كه هيچ
--> ( 1 ) . ابن أثير مىنويسد كه : « مهتدى بيشتر از همه زهد و تقوى و عبادت داشت . » ؛ - الكامل ، ج 12 ، ص 96 . و مسعودى مىنويسد : « [ مردم ] از كشتن او پشيمانى نمودند كه عبادت و زهد وى را مىدانستند . » ؛ - مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 588 . ( 2 ) . كنيهاش « ابو العباس » و لقبش « ابن فتيان » . مادرش فتيان كنيزى از اهالى كوفه بود . ( 3 ) . هر سه نسخه : عبد اللّه . ( 4 ) . و چون عبيد اللّه بمرد ، حسن بن محمّد را به وزارت گماشت ، پس از او وزارت به سليمان بن وهب و پس از او به صاعد رسيد ؛ - مسعودى ، مروج الذّهب ، ج 2 ، ص 598 ؛ ابن خلدون العبر ، ج 2 ، ص 473 ؛ آثار الوزراء ، ص 13 - 102 .